استراتژیزدایی؛ وقتی برنامهٔ قطور رشد نمیسازد
برنامهٔ راهبردی اگر به رفتار و سیستم نرسد، جلد قشنگی است. این نوشته میگوید چه چیزی را باید کم کرد.
برنامه، جایگزین تصمیم نیست
سازمانهای زیادی سند استراتژی دارند و همان مسئلهٔ سال قبل را هنوز دارند. سند، تصمیم را انجام نمیدهد. تصمیم وقتی واقعی است که کسی این هفته کار متفاوتی بکند و سیستمی آن تفاوت را نگه دارد.
بسیاری از رویکردهای کلاسیک روی افق زمانیِ بسته، هدف غیرواقعی، و منطق مهندسیِ صرف میایستند و عامل انسانی را دیر میبینند. رهنگاشت این فاصله را با عبارت استراتژیزدایی نامیده است: کم کردن نمایش برنامه، و زیاد کردن واقعیت سازمان.
چه چیزی باید بماند
کم کردن به معنی بیبرنامگی نیست. انتخاب، دامنه، شاخصِ قابل سنجش، و نامِ مسئول باید بماند. چیزی که باید برود، فهرست آرزوها و پروژههایی است که هیچ عادتی را عوض نمیکنند.
یک آزمون ساده: اگر این بند از برنامه فردا حذف شود، رفتار چه کسی تغییر میکند؟ اگر پاسخ «هیچکس» است، آن بند برای جلد نوشته شده است.
از سند به عادت
مسیر عملی، کوتاه است. مسئله را با ذینفع همراستا کنید، علت را از علامت جدا کنید، راهکار را با قوارهٔ سازمان ببرید، اقدام و مسئول و زمان را بنویسید، و بعد از اجرا بمانید تا عادت جا بیفتد.
شرکتهای الگوی مدیریت، از جمله مککینزی و بیسیجی، حجم زیادی از دانش عمومی استراتژی منتشر میکنند. خواندن آنها مفید است. کپی کردن چارچوبشان بدون ظرفیت اجرا، همان جلد قطور است.
این نمودار یک مدل آموزشی برای بحث است، نه نتیجهٔ پیمایش.
| لایه | پرسش |
|---|---|
| انتخاب | چه چیزی را دیگر انجام نمیدهیم؟ |
| اقدام | این هفته چه کاری عوض میشود؟ |
| سیستم | کدام عادت یا گزارش آن را نگه میدارد؟ |