بینش‌ها · · 8 دقیقه مطالعه

نقاط تماس، جایی که برند واقعاً حرف می‌زند

هویت روی دفترچهٔ برند کامل می‌شود و روی میز فروش، مرکز تماس، و بسته‌بندی امتحان می‌شود.

نویسنده: ادمین سایت

وعده باید در تماس دیده شود

برندینگ علمی از معماری هویت شروع می‌شود، ولی آنجا تمام نمی‌شود. مشتری برند را در نقطهٔ تماس می‌فهمد: اولین پاسخ، قیمت، تأخیر، و لحن.

فیلیپ کاتلر بازاریابی را حول فهم رفتار مشتری و ارزش پیشنهادی جمع کرده است. برای سازمان ایرانی، ترجمهٔ عملی‌اش این است که وعدهٔ برند و اسکریپت فروش یک چیز بگویند.

قیف، انبار بهانه نیست

قیف فروش وقتی مفید است که هر مرحله یک معیار ورود و یک مالک داشته باشد. «لید زیاد» اگر به گفتگوی واقعی نرسد، هزینهٔ تبلیغ است نه رشد.

برنامهٔ وفادارسازی هم همین‌طور است. اگر نقطهٔ تماس بعد از خرید رها شود، تخفیفِ بعدی جای رابطه را می‌گیرد.

کمپین را با وعده بسنجید

نظارت بر کمپین در ره‌نگاشت یعنی یک سؤال: این پیام، وعدهٔ برند را دقیق‌تر کرد یا شلوغ‌تر؟ خلاقیتِ جدا از وعده، برند را تکه‌تکه می‌کند.

پژوهش بازار قبل از این قضاوت لازم است. بدون شناخت مشتری، کمپین سلیقهٔ داخل سازمان است.

ترتیب ساخت برند در یک پروژهٔ معمولی
شناخت مشتری30
هویت20
نقاط تماس30
کمپین20

این نمودار یک مدل آموزشی برای بحث است، نه نتیجهٔ پیمایش.

چهار نقطهٔ تماس که باید یک حرف بزنند
نقطهآنچه مشتری می‌سنجد
اولین پاسخسرعت و صداقت
پیشنهاد قیمتتناسب با وعده
تحویلهمان چیزی که گفته شد
بعد از خریدکسی هست یا نه

منابع